پری تنها...
سه شنبه سیزدهم تیر 1385 22:43

باز هم سلام...به توان بی نهایت سلام...به همه ی دوستان محبت سلام...
نمیدونم چی دارم مینویسم اما دلم می خواد بنویسم. خوب پس خودمو راحت میکنم و هر چی که دلم میگه مینویسم...![]()
من پری کوچکی را میشناسم که دلش چون آب صاف است ...
و حیاتش بسته به آب...
و هر روز کنار رودی مینشیند و غم هایش را مینویسد بر آب و در انتظار است...
در انتظار یک آسمان از مهربانی...
پری تنهاست و با زندگی بیگانه...
آب ازمهرپری صاف است... اما آسمان غم آب زندگی پری را گل آلود ساخته...
کاش آسمان عکس خود را در آب میدید...
لينك باكس پنگوين
Penguin Linksbox




