سلام دوستان من ... دوروز پیش صبح که از خواب بیدار شدم و همه خواب بودن توی اون فضای بی هیچ صدای خونه هوس راز و نیاز و درد و دل کردم و چه کسی از خدای مهربون بهتر....نه؟
گفتگو با خدا
و آرام در پارک و کنار آب قدم میزد و با زبان دلش با خدا سخن میگفت ، آدم های جور وا جوری را میدید و از تفاوت آنها در شگفتی بود ، عده ای با خنده های مسخره از کنارش رد می شدند، بعضی از آنها در رویای عشقی سیر میکردند و بعضی مشغول گردش بودند ولی او از همه ی آنها در عجب بود : خدای مهربان ، من این بنده ی حقیر تو به خودم جسارت سوال کردن از تو را نمی دهم اما در این دنیا خیلی چیز ها عجیب است ، خدایا تو موجودات را آفریدی ، موجوداتی که هر نوع از حیات نوع دیگرش در عجب است ، انسانهایی که سلامتی خود را صرف به دست آوردن پول می کنند و پولشان را صرف تامین سلامتی ، آنهایی که روزی دوست دارند بزرگ شوند و روزگاری آرزوی کودکی می کنند ، آدم هایی که محبت را دوست دارند اما ذره ای از آن را به دیگران هدیه نمی دهند ، همان کسانی که نیازمند تو هستند اما دست های نیاز را از خود می رانند ، انسان هایی که از کوچک ترین کاری انتظار جبران دارند اما سپاس نعمت های تو را از یاد برده اند . کسانیکه در نیازمندی با ایمان و در بی نیازی شراب خوارند ، انسانی که هرگز ارضا نمی شود ، زنان در آرزوی مرد بودن همه چیزشان را آشکار میکنند و مردان خود را به مانند زنان می آرایند و هیچ سیر آوری نیست و آن را می خواهند که ندارند و حال ای خدای نازنین ، من نیز بنده ای هستم که شاید دیگران با نگاه به ظاهرم مرا بچه و بی ایمان بدانند اما با تمام وجودم تو را شناخته ام شاید از هر پیری پیر تر و این را فقط من و تو می دانیم که چقدر به هم نزدیکیم تویی که هر گاه با پر رویی تمام به سویت دست درازی کردم با کمال بخشندگی دستم را گرفتی پس تو ای همیشه مهربانم یاری ام کن تا همه مرا دریابند....
و خداوند ساکت بود....
از همیشه بی سخن تر...
چشم هایش پر از اشک شد و اشک هایش برآب ریخت و چون قلمی بر آب نوشت....
و خداوند سخن گفت آرام : حا ل تو ای دوست کوچک من ، بدان اطمینان داشته باش که هرگز کسی نخواهد توانست تو را در یابد چرا که همگان به جای در یافتن یکدیگر و باور کردن هم ، به فکر های کوچکی که اندوخته ی عقلشان است می اندیشند و لجبازی های بچگانه و از آنها انتظاری نمی رود ، آری آنان هرگز سیرآوری ندارند همیشه هم چیزی خواهد بود که نداشته باشند زیرا وقتی چیزی را از دست میدهند آن را می خواهند... پس تو ای مهربانم من تو را دریافته ام و دیگر از دیگران بی انتظار باش.




